سلام
خوبين؟روز اول مدرسه ها خوب بود؟
به من بد نگذشتD:
اول كه رسيدم مدرسه بدو رفتم سر صف.
البته قبلش از جنگل مامان باباها رد شدم:|
بزور صفمونو پيدا كردم اولش دينا رو ديدم رفتم پيشش سلام و احوال پرسي كردمو واستادم.
يه ساعت تمام تو صف وايساده بوديم
يعني از هولو تبديل شديم به لولو :|
دقيقا عين ميوه پوسيده :|
بعد از كلي ناله كردن شنيديم معاون عزيز دارن چيزي ميفرمايند:
خب بچه ها از شيش سه شروع ميكنيم...
من: :|
دينا: ف-ف
اخه شيش سه از همه بزرگتره تا اونا همينطوري برن ما ديگه شده بوديم لولو سوخته :|
بهار:نجواااااااااااااا دلم واست تنگ شده بود(با بغض بخاطر شيش سه:|)
من:اوهوم:|
بهار: هعي زندگي:|
همون موقع سكوت حاكم شد تا وقتي كه معاون گفت:پنج يك حركت كن
همچين دوييديم كه انگار داشتيم از جنگ فرار ميكرديم:|
بقيشو بعدا ميگم..
برچسب:
نویسنده: النا جعفری