خب داشتم میگفتم که..
داشتیم میدوییدیم به طرف کلاس(البته اگه زمین خوردنامونو حساب نکنیم:|)
کلاس ما طبقه سوم بود به ترتیب حال ما اینشکلی بود
از حیاط تا طبقه اول: D:
طبقه اول تا دوم: :|
طبقه دوم تا سوم: Π`Π
بعد از کلی گله کردن رسیدیم به کلاس
نشستیمو کلی حرف زدیم
که معلم ریاضیمون (خدا کرمی)اومد
میخواستیم پاشیم بهار که بقل دست من نشسته بود
افتاد زمین بد خودشو جمع کرد
قیافه بهار: :D @-@ +-+
قیافه خانم خدا کرمی: :|
قشنگ یه "چه بچه هایی به من افتاده " خاصی تو چشماش بود:/
معلم درسشو دادو زنگ تفریح شد
ساینا رو پیدا کردیمو یه چیزی خوردیم
تا اومدیم بازی کنیم زنگ خورد
من: :|
بهار: :[
ساینا: T~T
بعدش فارسی داشتیم ساینا رفت کلاس خودشون(پنج دو هستش)
معلم فارسیمون بهروز فر بود یکم قوانین کلاسشو گفت و حرف زد.
بعد من و سارینا و شیوا رو نماینده کرد کلی وضیفه داریم^•^
خیلی از خانم بهروز فر خوشم اومد ~•~.
و زنگ خورد
شاید باورتون نشه ولی زنگ دومم همینطور گذشت:/
دوباره ریاضی کار کردیمو زنگ خونه خورد
منو بهارو ساینا رفتیم سرویسامونو پیدا کنیم.
مسیر ساینا ۱۱ بود
بهار ۱۵
منم۹
بالاخره سرویسمو پیدا کردم و خدافظی کردیم
ولی ما که هنوز پر نبودیم باید میشستیم تا پر میشد
توی سرویس با یه دختره که اندازه من بود دوست شدم اسمش غزله
وقتی پرشد دیدم
فقط منو غزل بزرگه سرویسیم >^<
اینقد خر کیف شدیم که نگو
ما: >^<
بقیه سرویس: :{}
(همشون اول،دوم و سوم بودن)
بعدشم سومین نفر رسیدم خونه
ݐـــایـــاݩـــ
برچسب:
نویسنده: النا جعفری